پروردگار مهربان، ذرهای اهانت به اولیاءالله را تحمل نمیکند. لذا در روایت دارد به همۀ مردم احترام بگذار، مبادا در بینِ مردم یک نفر از اولیای خدا باشد که تو او را نشناسی و به او بیحرمتی کنی. (إِنَّ اللَّهَ أَخْفَى وَلِيَّهُ فِي عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا يَكُونُ وَلِيَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَم -الخصال/ج1/ص209
برچسب ها: اولیای خدا،
به گزارش جهان به نقل از خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ در پی جدیدترین جنایت تروریستهای تکفیری در سوریه مبنی بر اقدام به تخريب و نبش قبر «حجربن عدی کندی» یکی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) و یاران خاص امیرالمؤمنین علی(ع)، یکی از شاهدان عینی این حادثه روایتی از این اقدام بیان نمود.
«احمد الخباز» از ساکنان حومه دمشق که شاهد عینی این فاجعه بود گفت: "در روز حادثه تعداد زیادی از مخالفان مسلح دولت اسد با حالتی از غضب و دشمنی که سراسر وجودشان را گرفته بود، به مقبره این صحابی جلیل القدر حمله کردند"
وی ادامه داد: "آنها در حالی که مردم زیادی از ساکنان منطقه در حال مشاهده ماجرا بودند، شروع به تخریب و نبش قبر حجر کردند. تروریست ها پس از شکستن ضریح، شروع به حفر مقبره کردند و آنقدر زمین را کندند (به دلیل عمیق بودن مدفن) تا به پیکر مطهر حجر دست یافتند".
خباز اضافه کرد: "در حالی که سایر شاهدان ماجرا، از این رفتار خشمگین و ناراحت بودند، اما تروریست ها پس از خارج کردن پیکر مطهر حجر به جشن و پایکوبی بر سر مزار پرداختند. آنها البته به پیکر مطهر جسارت نکردند ولی آن ربوده و با خود بردند".
همچنین به گفته دیگر شاهدان عینی، تروریست ها از مراسم جشن خود و نیز با قبر تخریب شده عکس یادگاری گرفته و آنها را در فضای مجازی منتشر کردند.
حجر بن عدی کندی در نوجوانى همراه برادرش "هانى بن عدى" به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید. پس از زمان اندکى که از مسلمانی او مى گذشت پیامبر از دنیا رفت. وی در فتح شام یکى از سربازان فاتح بود و هم او بود که "مرج عذرا" را فتح کرد و در جنگ قادسیه نیز شرکت داشت.
ادامه مطلب...
طبقه بندی: مقالات عقیدتی،
برچسب ها: حجربن عدی، پیامبر، ص، حضرت علی، ع،
برخي از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذاي روح انسان نيست , بلکه جسم انسانها را نيز تقويت مي کندو آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره ياري مي دهد . وقتي چشمها در حالت نماز ثابت مي ماند جريان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتيجه تمرکز فکر افزايش مي يابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصي مانند نزديک بيني مي شود و به لحاظ رواني اين حالت باعث افزايش مقاومت عصبي فرد شده و بيي خوابي و افکار نا آرام را از انسان دور مي کند.
ايستادن در حالت نماز باعث تقويت حالت تعادلي بدن شده و قسمت مرکزي مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادي است را تقويت مي کند و اين عمل باعث مي شود فرد با صرف کمترين نيرو و انرژي به انجام صحيح حرکات بعدي بپردازد. نماز قسمت فوقاني بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقويت کرده و آن را در حالت مستقيم نگاه مي دارد. تقويت احشاء و ماهيچه هاي شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع يبوست مزمن سوء هاضمه و بي اشتهايي از ديگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان مي گويند در حالت رکوع ماهيچه هاي اطراف ستون مهره ها منبسط مي شود کخ در متعادل و آرام کردن سمپاتيک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نيز باعث تقويت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها مي شودو به اين ترتيب به جريان خون در قسمتهاي مختلف بدن سرعت مي بخشد.
تنظيم متابوليسم بدن فراهم نمودن زمينه از بين رفتن اکثر بيماري ها از بدن , کمک به افزايش حالت استواري و استحکام مغز و بهبود ناراحتي هاي تناسلي و نارسايي هاي تخمدان از ديگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نيز ستون مهره هاي بدن را تقويت کرده و دردهاي سياتيک را آرام مي کند. سجده علاوه بر از بين بردن يبوست و سوء هاضمه ,پرده ديافراگم را تقويت کرده و به دفع مواد زايد بدن به دليل فشرده شدن منطقه شکمي کمک مي کند.
سجده همچنين باعث افزايش جريان خون در سر شده که اين امر با تغذيه اين غدد باعث حفظ شادابي , زيبايي و طراوت پوست مي شود. حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از يکديگر باعث کشيده شدن اعصابيکه قسمتهاي مختلف بدن را به مغز وصل مي کند,شده و اين اعصاب را در يک حالت تعادلي قرار مي دهد که اين عم براي سلامت انسان بسيار حائز اهميت است
سجده باعث آسودگي و آرامش در فرد شده و عصبانيت را تسکين مي دهد. استحکام بخشيدن و تقويت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفي خاص خود را دارد که معراج مومن و مايه ي قرب به حق است و آن را بايد فقط براي خداوند تعالي خواند و نه به انگزه فوايد و آثاري از اين دست, ولي آگاهي از اين دست نظرات علمي نيز مي تواند براي برخي مفيد باشد.منبع:برگرفته از انجمن فرهنگی سامانه آموزش مجازی خواهران
برچسب ها: خواص، طبی، نماز،
بررسی
اجمالی نوروز در تاریخ و اسلام
مقدمه:
تا آنجا كه مىدانيم اغلب بلكه همه ى اقوام و ملل براى برخى از روزهاى سال به مناسبتهاى مختلف احترام و اعتبار خاصّى قائلند كه ناشى از ريشه هاى قومى و مذهبى و غيره مىباشد.
ايرانيان باستان نيز كه مذهب و سنّتهاى خاصى داشتند، بعضى از روزها نزد آنان از اهميّت و ارزش ويژهاى برخوردار بود، كه معروفترين و مهمترين آنها نوروز و سپس مهرگان و جشن سده و گاهنبارها مىباشد.
يا آنكه بسيارى از سنّتهاى قومى و مذهبى ايرانيان به دنبال هدايت يافتن آنها به دين مبين اسلام از بين رفت و جاى آن را سنّتهاى اسلامى گرفت، لكن عيد نوروز كم و بيش در ميان آنها باقى ماند، كه البته علل سياسى در آن بى تأثير نبوده است.
اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا اسلام، عيد نوروز را به رسميّت شناخته و بر آن مهر تأييد زده، و يا آن را مردود شمرده است؟ (1)
تذكر اين نكته لازم است كه شناخت ريشه و سير تاريخى نوروز، در استنباط حكم شرعى آن (تعيين روز) دخالت دارد و كسانىكه بدون توجّه به سابقهی تاريخى آن، اظهارنظر مىكنند دچار اشتباه مىشوند.
از اين جهت نوشتهى حاضر شامل دو بخش است، در بخش اوّل، نوروز از لحاظ ريشهى تاريخى به طور اختصار مورد بحث قرار مىگيرد و در بخش دوم، به بررسى حكم شرعى آن پرداخته مىشود.
سابقهى تاريخى نوروز
روشن شدن اين موضوع نياز به بحث و تتبّع وسيعى دارد كه اين مختصر را نمىگنجد، در اين زمينه تحقيقات ارزنده اى توسط دانشمندان گذشته و حال انجام گرفته كه طالبين مىتوانند به آنها مراجعه كنند. از آن جمله علّامه ى مجلسى در بحارالانوار در كتاب السماء و العالم (2) به تفصيل در اين باره سخن گفته و بررسى محقّقانهاى انجام داده است.
اكنون ما به بيان فهرستى از تاريخ پيدايش و تحول نوروز از زبان صاحب نظران و مدارك معتبر اكتفا مىكنيم.
شاعر بزرگْ عنصرى مىگويد:
نوروز بزرگ آمد و آرايش عالم ميراث به نزديك ملوك عجم از جم
و شاعر باستانى، فردوسى دربارهى نوروز به ياد جمشيد مىگويد:
چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار
ادامه مطلب...
طبقه بندی: مقالات عقیدتی،
برچسب ها: نوروز، تاریخ، اسلام،
1-جهادگران .2-اذان گویان.3-دانشمندان.4-حاملان قران.5_شهیدان.6-پیامبران.7-بانوانی که در حال زایمان بمیرند.8-کسانی که به ستم کشته شوند.9و10_کسانی که در روز جمعه یا شب جمعه بمیرند .
البته مواردی که در این حدیث بیان شده ، علت تامه نیستند بلکه معدات هستند به این معنی که هر یک از این موارد ده گانه مقتضی ان است که پیکر انسان در قبر نپوسد ،مگر این که شخص با اعمال ناشایست خود ، این اقتضا را از بین ببرد .
مطالب از کتاب خرافات در زندگی مردم /سید اسماعیل شاکر اردکانی /ناشر :ذکری
طبقه بندی: مقالات عقیدتی،
- امپریالیسم به نظامی گفته میشود که به دلیل مقاصد اقتصادی و/یا سیاسی میخواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمینها و ملتها و اقوام دیگر را زیر سلطهٔ خود درآورد
- سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است.
- رژیمی که بر اثر از میان رفتن خردهسرمایهداری داخلی و پدید آمدن تراستها و کارتلها دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای بهدست آوردن مستعمره و بازار به دیگران تجاوز کند.
- این واژه در مفهوم امروزی به معنای کنترل کشوری از سوی کشور دیگر بکار میرود؛ فرایند تحمیل ارادهٔ کشوری بر کشور دیگر. مثلاً گاهی گفته شدهاست نظارت آمریکا بر کشورهای خاورمیانه امپریالیسم آمریکایی است.
- امپریالیسم عنوانی است برای قدرتی (یا دولتی) که بیرون از حوزهٔ ملی خود به تصرف سرزمینهای دیگر پردازد و مردم آن سرزمینها را به زور وادار به فرمانبرداری از خود کند و از منابع اقتصادی و مالی وانسانی آنها به سود خود بهرهبرداری کند.
امپریالیسم فقط به معنای تصاحب قلمرو ارضی کشورها نیست بلکه به نحو گستردهتری با کسب کنترل سیاسی و اقتصادی بر مردم و اراضی، خواه با نیروی نظامی و خواه با ابزارهای زیرکانه تر، مرتبط است. موضوع امپریالیسم سیاست و شیوههای دولتی است که غالباً با ابزارهای اقتصادی، قدرت و سلطهٔ خود را گسترش میدهد1
____________________________
1-منبع: سایت ویکی پدیا
:
طبقه بندی: مقالات عقیدتی،
وخدا را هدف سوگندهای خود مکنید تا از حقوقی که مردم به شما دارند برائت جویید و خود را نیکوکار و پرهیزگار معرفی کنید و مصلح میان مردم جلوه دهید و خدا شنوا و داناست*
خدا شما را به سوگندهای لغو مواخذه نکند و لیکن با آنچه در دل دارید مواخذه خواهد کرد و خدا بسیار آمرزنده است.
(آیات 225 و 224 سوره مبارک بقره)
جزاى خيانت احسان !
طبق آنچه محدّثين و مورّخين نقل كرده اند:
شخصى به نام بُريحه عبّاسى از طرف متوكّل ، مسئوليّت امامت نمازجمعه شهر مدينه و مكّه را بر عهده داشت و جيره خوار او بود؛ جهت تقرّب به دستگاه ، نامه اى بر عليه امام علىّ هادى عليه السلام به متوكّل نوشت كه مضمون آن چنين بود:چنانچه مردم و نيز اختيارات مكّه و مدينه را بخواهى ، بايد حضرت علىّ هادى عليه السلام را از مدينه خارج گردانى ، چون كه او مردم را براى بيعت با خود دعوت كرده است ؛ و عدّه اى نيز اطراف او جمع شده اند.
و بُريحه چندين نامه با مضامين مختلف براى دربار فرستاد.
ل با توجّه به اين سخن چينى ها و گزارشات دروغين ؛ و اين كه شخص متوكّل نيز، دشمن سرسخت امام علىّ عليه السلام و فرزندانش بود، لذا يحيى فرزند هرثمه را خواست و به او گفت : هر چه سريع تر به مدينه مى روى و علىّ بن محمّد عليهما السلام را از مسير بغداد به سامراء مى آورى .
مى گويد: در سال 243 به مدينه رسيدم و چون آن حضرت آماده حركت و خروج از مدينه شد، عدّه اى از مردم و بزرگان مدينه به عنوان مشايعت ، امام را همراهى كردند كه از آن جمله همين بُريحه عبّاسى بود، مقدارى راه كه رفتيم بُريحه جلو آمد و به امام عليه السلام عرضه داشت :
فهميده ام كه مى دانى من با بدگوئى و گزارشات كذب نزد متوكّل ، سبب خروج تو از مدينه شده ام ، چنانچه نزد متوكّل مرا تكذيب نمائى و از من شكايتى كنى ، تمام باغات و زندگى تو را آتش مى زنم و بچّه ها و غلامانت را نابود مى كنم .
آن حضرت ، در جواب با آرامش و متانت فرمود: من همانند تو آبرو ريز و هتّاك نيستم ، شكايت تو را به كسى مى كنم كه من و تو و خليفه را آفريده است .
در اين هنگام بُريحه با خجالت و شرمندگى ، روى دست و پاى حضرت افتاد و ملتمسانه عذرخواهى و تقاضاى بخشش كرد؟
امام هادى عليه السلام اظهار نمود: من تو را بخشيدم ، و سپس به راه خود ادامه داد.1
_____________________________________________________________________________________
1-چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی(علیه السلام)،مولف:حجه الاسلام و مسلمین عبدالله صالحی.
طبقه بندی: زندگی نامه،
1- نو اخباری گری توهم یا واقعیت،دکتر محسن الویری،ص 22.
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
برچسب ها: سرانجام، اخباری گری،
پیامدها و نتایج قبول هر مکتب چیست؟
- پیرو مکتب اخباری معتقد است که:
از بین منابع استنباط فقط سنت ائمه (ع) را به رسمیت می شناسد وحتی کتاب و سنت پیامبر را قابل فهم و دارای حجت نمی داند و اجماع را نیز ساخته و پرداخته اهل سنت می داند و ارزشی برای عقل در کشف احکام الهی قائل نیستند و عقل را فقط در امور حسی و تجربی معتبر می داند.از این رو بسیاری از علوم عقلی مانند منطق،فلسفه و علوم عقلی اسلامی مانند تفسیرو درایه رابی فایده می داند.در واقع با مکتب اخباری اجتهاد از بین خواهد رفت برای فهم و درک مسائل شرعی از عقل و استدلالات عقلی نمی توان بهره برد و این یعنی رکود پویایی فقه.
پیامدهای اخباری بودن بدین قرار است:
1-اکتفا به اخبار و احادیث از منابع فقه شیعه.
2-صحیح دانستن تمامی احادیث موجود در کتب چهار گانه حدیثی شیعه و بی نیازی از علم رجال.
3-مخالفت شدید با اجتهاد در فقه اصول فقه.
4-حرام دانستن تقلید از غیر معصوم.1
پیروی از روش اخباری پیامدهای جبران ناپذیری دارد مانند:
1-مهجوریت فقه قرآنی:
اخباریان،با انکار حجیت ظهواهر قرآن کریم،فصل جدیدی را در منبع شناخت فهم دین در شیعه امامی گشودند،اما فقه شیعی نوعی دلواپسی را درمراحعه مستقیم به قرآن در استنباطات فقهی احساس می کند.2
2- غفلت از سنت نبوی:
اخباری گری با ادله ای سفسطه آمیز،سنت نبوی را در فهم احکام دین،کم بها می داند،استر آبادی در (الفوائد المدنیه)مدعی آن می شود که چون سنت نبوی ،ناسخ و منسوخ دارد و مجموعه ی آن،در هم امیخته و تمییز ناپذیر است،لذا نمی توان مستقیم به سنت نبوی مراجعه کرد.بلکه باید از ائمه معصومین(ع) دریافت کرد و تنها در پرتوی آن می توان به سنت نبوی اعتماد کرد.3
3-تقدیس منابع روایی
جریان اخباری گری بخش عمده ای از آثار مکتوب حدیثی رامقدس و غیر قابل نقد می دانست و معتقد بود پالایشها در دوران ائمه رخ داد و اصول اربعماه و بعد کتاب هایی مثل صحاح چهارگانه و ... تدوین شد.پس نباید به نقد و ارزشیابی سندی روایات این کتب پرداخت،بلکه باید درفهم آن کوشید و اگر نتوان به مفهوم آن رسید با روش هایی که امامان فرموده اند به راه حال دست پیدا کرد ،آنان به همین ترتیب به فلسفه وجودی علم رجال هم معترض شدند.
این طرز تفکر از طرف مکتب اجتهادی رد و نقد شد و فقاهت شیعی،همچنان به ارزیابی مستندات روایی و علم رجال می پردازد،اما ای کاش علاوه بر روایات فقهی، در روایات اعتقادی ،تاریخی ،تفسیری هم ورود پیدا می کرد.با توجه به جائلین حدیث علم رجال و بررسی سندی روایت ضروری و لازم است.4
4- خرد ناباوری فقهی و تقابل با علوم عقلی:
جریان اخباری با استدلالات روایی،نقضی و ... تلاش می کند که براهین عقلی را در قلمرو استنباط شرعی مخدوش کند و موضع عقل ستیزانه به خود بگیرد.5
5-افراط گری مذهبی:
اخباری ها هرگونه تعامل فکری شیعه امامی را با اهل سنت گونه ای سنی زدگی می داندو به همین دلیل با ادبیات و تعابیری چون،اجماع،اجتهاد،رای،تعقل و ... که به نظز اخباریون از اهل سنت گرفته شده بود پرهیز می کرد و دانش های رجال و اصول را چون برچسب سنی داشت مورد هجمه قرار داد.6
6-احتیاط گرایی:
مکتب اخباری گری مکتب احتیاطی است،این جریان فکری احتیاط را شعار خود می داند و علاوه بر تاکید بر حسن موکد احتیاط در تمامی موارد مشکوک و مردد،اجرای آن را در مواردی که لازم به احتیاط نیست را احتیاط می داند.7
-پیرو مکتب اصولی معتقد است که:
منابع به دست آوردن احکام:کتاب ،سنت ،عقل و مرتکزات فطری،عرفی و عقلایی است. واجتهاد با استفاده از قوانین اصولی راهی برای گشودن مشکلات اجتماعی و به روز جامعه است و مجتهد باید متخصص توانمند باشد.
با توجه به اینکه شرایط خاصی را باید مجتهد دارا باشد،آگاهی و عدالت داشته باشد و همچنیم نوعیت پیوندی که بر پایه اصول و ضوابط مکتبی است،خود به خود سدی عظیم در برابر هر نوع نفوذ استعماری در صفوف متشکل مسلمانان به وجود می آورد و باعث حفظ جامعه اسلامی می گردد.
___________________________________________
1- اخباری گری، و تاثیرات آن در فقه شیعه،محمد تقی نظری،فصلنامه پژوهه،شماره 9.
2-الحدائق الناظره،جلد 27،ص 1 به بعد.
3-الفوائد المدنیه،ص 136.
4-الحدائق الناظره،مقدمه دوم.
5-الفتاوی الواضحه،جلد 15.
6-الحدائق الناظره،جلد 15،ص 155 به بعد
7-حدائق الناظره،جلد 1،ص 69.
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
برچسب ها: پیامدهای، مکتب اخباری، مکتب اصولی،
تفاوت روشی اخباری و اصولی
1-اصولی ها عقل را ملاکی برای درک خوبی ها و بدی ها می دانند،اما اخباری ها عقل را برای استنباط حکم شرعی معتبر نمی دانند.
2-اصولی ها قرآن، سنت، اجماع،عقل را منابع دریافت احکام می دانند،اما اخباری ها فقط قرآن و سنت را دلیل می دانند.
3-اصولی ها ظاهر قرآن را حجت می دانند اما اخباری ها فقط نص قرآن را حجت می دانند.
4-اخباری ها اصول اربعماه را قطعی الصدور دانسته و تمام احادیث آن را معتبر می دانند و نیازی به علم رجال نمی بینند،اما اصولی ها برای تشخیص حجیت احادیث علم رجال را لازم و ضروری می دانند.
5-اصولی ها مقام افتا را منحصر به مجتهد جامع الشرایط می دانند،اما اخباری ها شناخت اهل بیت را در این مورد کافی می دانند.
6-اصولی ها اجتهاد را واجب کفایی یا عینی می دانند ولی اخباری ها اجتهاد را حرام می دانند.
7-اصولی ها در صورت نرسیدن به علم قطعی و علم تفصیلی،ظن مجتهد و علم اجمالی را حجت می دانند ولی اخباری ها معتقدند که تفاوتی بین ظن مجتهد و ظن غیر مجتهد نیست و باید به علم قطعی رسید.
8-اصولی ها اصل اباحه،خبر واحد، را حجت می دانند،اما اخباری ها حجت نمی دانند.
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
1-اصولیون معتقدند که در صورت عدم دسترسی به حکم واقعی خدا باید به احکام ظاهری متوسل شد و راه رسیدن به این احکام نیزکتاب ،سنت ،اجماع ، عقل،مرتکزات فطری و عرفی است.1
2-اصولی ها ظاهر قرآن را حجت می دانند.
3-اصولی ها برای تشخیص صحت روایات به دانش رجال متوسل می شوند،و به نظر آنان عر حدیثی که در اصول اربعماه آمده باشد حجت نیست بلکه باید از نظر سندی بررسی نمی شود.
4-اصولی ها مقام فتوا دهی و فهم احادیث را منحصر به مجتهد جامع شرایط می دانند.
5- اصولی ها اجتهاد را واجب کفایی و عینی می دانند.
6- اصولی ها برای استنباط حکم شرعی از دانش اصول استفاده می کنند و اصل هایی مانند اصل اباحه و ... را قبوال دارند.
7- اصولی ها معتقد به حجیت خبر واحد هستند و علم اجمالی را حجت می دانند و ظن مجتهد برای آنان در صورتی که علم به حکم واقعی نداشته باشد،حجیت دارد و علم اور است.
_______________________________________
1--امام خمینی و منابع علم اصول،احمد مبلغی،مجله فقه،ص 163،سال دوازدهم،چاپ .43
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
روش اخباری:
1-ادله ای که اخباری ها برای استنباط حکم شرعی به کار می برند منحصرند در کتاب و سنت پیامبر و ائمه معصومین(ع).
2-عقل و اجماع در عرض کتاب و سنت نیستند،و دلیل آن این است که طبق آیات و احادیث عقل در عین حجت داخلی بودن مبنای استنباط احکام بدون استمداد از کتاب و سنت نیست،پس عقل تنها در استفاده از احادیث و آیات به کمک ما می تواند بیاید.از عقلی،صرف وجود حکم شرعی یا نص را نمی توان استنباط کرد.اما دلیل اینکه اجماع در عرض کتاب و سنت نیست به این دلیل است که اجماع فقط وقتی قابل طرح می تواند باشد که متعلق آن نص باشد،اجماع صرفا تابع نص است و از اجماع بر حکم نمی توان نص را استنباط کرد.
3-صراحات کتاب و حدیث و همچنین ظهورات آنها باشروطی حجت می باشد.
4-فقیه اظهار نظر در متشابهات فقهی را ندارد.
5-عقل صحیح گرچه مبنای استخراج احکام نیست ولی از یک سو به کمک نصوص به استنباط صحیح نایل می شود و از سوی دیگر استنباطات شرعی از نصوص را با شواهد و بیاناتش تایید می کند.1 ____________________________
1- تشریح و نقد مسلک اخباری، علی عابدی شاهرودی،مجله کیهان اندیشه،شماره 32،ص 19.
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
گروهی که علم اصول فقه را به عنوان روش استنباط احکام شرعی،که نزد اهل سنت تکامل و استمرار یافته بود،پذیرفته بودند،به اصولی معروف شدند.
اصولی ها معتقد بودند در مواردی که فقیه نتواند بر حکمی از احکام،دلیلی مستند به قرآن و روایات پیدا کند می تواند اجتهاد کند و فکر و تشخیص خود را ملاک قرار دهد ،هر چه در اندیشه اش رجحان پیدا کرد آن را به عنوان وظیفه شرعی و حکم الهی معرفی کند.
ادامه مطلب...
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
برچسب ها: اصولی ها، عقایشان،
مشخصات و عقاید اخباری ها بدین گونه است:
1-دین در عصر رسول خدا(ص)،اصولا و فروعا بر طبق نصوص کتاب و سنت به اکمال رسیده است و تمام فروعات و احکام تشریع شده و واقعهای بدون حکم باقی نمانده است.
2-احکام کل وقایع نزد اهل بیت ،که عترت و اولیای رسول خدا می باشند به طریق وصایت و وراثت وجود دارند.
3-تنها طریق استنباط احکام به نظر برخی از اهل اخبار منحصر است به نصوص وظهورات کتاب واحادیث عترت.
4-عقل نه از منبع تشریع است نه طریق استنباط حکم شرعی.
5-اجماع از حجیت برخوردار نیست و به واسطه آن نمی توان به استنباط نصوص رسید.
6-استنباطات ظنی از اعتبار بهره مند نیستند.
7-علم به احکام اگر مستند به کتاب و سنت نباشد اعتباری ندارد.
8-در عصر غیبت آنچه مردم به آن مکلف هستند مودیات احادیث صحیح است.1
1- پایان نامه مسلک اخباری و تاریخچه آن،جعفر گل محمدی،،استاد راهنما علی دوانی،دانشگاه امام صادق (ع).
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
به نظر برخی از محققین گرایش افراطی به حدیث و مخالفت با اجتهاد ،در حوزه فقه،ابتدا در بین اهل سنت پدید آمدو تا زمانی که امامان معصوم (ع) حضور داشتند،این موضوع برای شیعیان مطرح نشد. و علمای شیعه برای بدست آوردن احکام شرعی به دو راه تمسک می جستند
1-اجتهاد که از سوی پیشوایان مذهب توصیه شده بود.
2-پرداختن به ظواهر آیات قرآن و احادیث.
در عصر غیبت صغری و قرن 4 ه.ق،ما دو مکتب متفاوت داشتیم:یکی حوزه فکری قم و ری،و دیگری حوزه بغداد،افرادی چون کلینی و صدوق که حدیث گرا هستند در مکتب فکری قم قرار می گیرند و در مقابل شیخ مفید در مکتب فکری بغداد است.البته کلمه اخباری گری در آن دوره به کار نمی رفت و با عناوینی چون اصحاب حدیث،اصحاب اخبار،اهل النقل و ... یاد می شد.1
در قرن 11 و 12 نهضت اخباری گری در حوزه شیعی اتفاق افتاد.محمد امین استرآبادی از رهبران این حرکت درگیریهای فکری سختی را با تفکرات اصولی انجام داد.او و پیروانش در استنباط و به دست آوردن احکام شرعی به شیوه اهل بیت (ع) روی آورند و از به کار گرفتن عقل در برداشت از کتاب و سنت منع می کردند.آنان اجتهاد فقها رامحکوم و از آن به عنوان بدعتی در دین یاد می کردند و مجتهدان را به باد ناسزا می گرفتند.بنا بر دیدگاه آنان اصولی ها قواعد ائمه (ع) را رها کرده بودند و از قواعد خود ساخته ،بهره می بردند. 2
علمای اخباری از اصولیون خرده می گرفتند و انتقادهایی بر آنان داشتند و این اعتراضات باعث شد که اصولی ها به قواعد فقهی منقول از امامان معصوم(ع)بیشتر توجه کنند و قواعد فقهی که از اهل سنت به دست آورده شده بود را رها کنند و با یک نگاه جدید به قواعد معصومین (ع) بنگرند.3
نتیجه تفکرات ملا امین استر آبادی منجر به پیدایش مسلکی به نام اخباری گری گردید که به مدت 200 سال بر جامعه فقهی شیعه حاکم بود و در دامان خود علمای زیاد و والا مقامی را پروراند.
در واقع اخباری گری جریانی شد که در مقابل مکتب اجتهاد و اصولی ها قرار دارد ،همین تند روی ها باعث شد که گروهی ازاخباری ها شیوه ای معتدل در پیش گیرندو نظرات میانه ای داشته باشند.4
1-نواخباری گری توهم یا واقعیت،دکتر محسن الویری،ص 22.
2-الحدائق الناظره،محدث بهرانی،جلد 8،ص 134.
3- العناوین،میر عبد الفتاح مراغی،جلد 1،ص 17.
4- پایان نامه مسلک اخباری و تاریخچه آن،جعفر گل محمدی،استاد راهنما:علی دوانی،دانشگاه امام صادق (ع).
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
|
در اوائل قرن یازدهم هجری مردی به نام ملاامین استرآبادی ظهور کرد که مدعی بازگشت به سنت و تمسک به احادیث ائمه معصومین(ع) بود. اجتهاد فقها را محکوم و از آن به عنوان بدعتی در دین یاد می کرد و مجتهدان را به باد انتقاد و ناسزا می گرفت. نتیجه تفکرات او منجر به پیدایش مسلکی به نام اخباری گری گردید که مبارزات ملاامین و پیروانش به مدت دویست سال حاکم شد و در این مدت علمایی را در دامان خود پروراند که برخی از آنان در بین علمای شیعه از مقامی بس والا و گرانقدر برخوردار هستند. اخبارگری جریانی است که در مقابل مکتب اجتهاد و اصولی ها قرار دارد و اساس اختلاف آنها بر سر ابزارهای دستیابی به حکم خداست. مجتهدان معتقدند که در صورت عدم دسترسی به حکم واقعی خدا باید به احکام ظاهری متوسل شد و راه رسیدن به این احکام نیز کتاب سنت اجمال و عقل است اما اخباری ها از بین منابع استنباط فقط سنت ائمه(ع) را به رسمیت می شناسند و حتی کتاب و سنت پیامبر را نیز قابل فهم و دارای حجت نمی دانند و اجماع را نیز ساخته و پرداخته اهل سنت می دانند و ارزشی برای عقل در کشف احکام الهی قائل نیستند و عقل را فقط در امور حسی و تجربی معتبر می دانند از این رو بسیاری از علوم عقلی مانند منطق و فلسفه و نیز علوم عقلی اسلامی مانند تفسیر درایه و را بی فایده می دانند. همین تندروی ها باعث شد که گروهی از اخباری ها شیوه ای معتدل در پیش گیرند و نظرات میانه ای برگزینند. مسلک اخباری پس از دویست سال حاکمیت بلامنازع در نتیجه تلاشها و مبارزات آقاوحید بهبهانی به سختی شکست خورده و از پای درآمده و امروز پیروان چندانی ندارد. اهمیت بررسی موضوع اخباری گری به دلیل رسوبات و اثرات برجای مانده از این جریان و تاثیر آن بر اجتهاد و علوم عقلی است. مسائل بسیار مهمی که امروزه پیرامون اجتهاد و رکود آن مورد بحث است. نمی تواند بی تاثیر از این جریان باشد. |
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
قال عليه السلام : اربع خصال تعين المر على العمل : الصحة ، و الغنى ، و العلم ، و التوفيق .
امام جواد عليه السلام فرمود:
چهار خصلت و ويژگى انسان را در كارهايش كمك مى كند:
1- سلامتى جسم و جان 2- ثروت و دارايى . 3- دانش و آگاهى . 4- عنايت و توفيق خداوند
طبقه بندی: احادیث،
طبقه بندی: احادیث،
سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي مي باشد و از سختي ها صحراي محشر در امان است:
اوّل آن كه در كارگشايي و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.
دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتي بينديشد كه كاري را كه مي خواهد انجام دهد يا هر سخني را كه مي خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مي باشد.
سوّم قبل از عيب جويي و بازگويي عيب ديگران، سعي كند عيب هاي خود را برطرف نمايد. 1
طبقه بندی: احادیث،
معانی لغوی و اصطلاحی تجری
در بحث تجری ابتدا باید به معنای لغوی و اصطلاحی آن پرداخته شود،معنای لغوی تجری وسیع است، تجري در «لغت» به معناي اظهار جرأت است1،یعنی اینکه انسان در برابر هرکار عظيم و خطرناکی اظهار جرأت کند و اگر کسي اظهار جرأت و شجاعت کند و خود را وارد آن کار کند، در لغت به چنين کسي مي گويند: «تجرّي». يعني اظهار جرأت کرد.امّا تجرّي در اصطلاح، يعني اظهار جرأت در مقابل مولا ،به کار مي رود.معنای اصطلاحی تجری ضیق است.
التّجری فی الإصطلاح:«اظهار الجرأة علي المولاء بالاقدام علي خلاف ما قطع بوجوبه و حرمته عند الخطأ»،تجری در اصطلاح اظهار جرأت در مقابل مولاست،یعنی اگر کسي بر خلاف قطع خودش اقدام کند، به اين عمل و اقدام او تجرّي میگویند، کسي که قاطع است بر اينکه فلان عمل واجب است، وظيفه او اين است که آن را انجام بدهد ولي مخالفت مي کند و آن را انجام نمیدهد. و يا قاطع است که فلان عمل حرام است و بايد ترک کند ،ولي ترک نمي کند بلکه بر خلاف قطع خود آن را انجام مي دهد، در حالي که واقع بر خلاف قطعش مي باشد.مثلاً يقين دارد که این مایع خمر است وباید از آن اجتناب کند،ولی اجتناب نمیکند بلکه بر خلاف قطع و یقین خود آن را مرتکب میشود، ويا يقين پيدا میکند که فلان عمل واجب است وباید آن را انجام بدهد،ولی بر خلاف قطع ویقین خود عمل میکند و آن را انجام نمیدهد،منتها بعداً کشف میشود که قطعش جهل مرکب،و مخالف واقع بوده است.
بنابراين تجرّي اصطلاحي چند قيد دارد:
الف) در مقابل مولا باشد
ب) بر خلاف قطعش عمل کند و اقدام نمايد
ج) قطعش هم مخالف واقع باشد
اما در تجرّي لغوي، اين « قيود» شرط نيست.بلکه در لغت به مطلق تجرّي، تجرّي اطلاق مي شود، چه در مقابل مولا باشد و يا در مقابل غير مولا، و هر کار ديگري، چه قطعش مطابق واقع باشد و چه مخالف واقع.
معنای لغوی و اصطلاحی انقیاد2
بنابراین از معناي «تجرّي»، معناي انقياد نيز روشن شد.زیرا انقياد در مقابل تجرّي قرار دارد.انقیاد هم یک معنای لغوی دارد و یک معنای اصطلاحی،انقياد در لغت به معناي گردن نهادن و تسليم شدن است. يعني انقياد به مطلق گردن نهادن و تسليم شدن به کار مي رود، امّا در اصطلاح انقياد به معناي گردن نهادن در مقابل مولاست، يعني گردن نهادن در مقابل آن مولايي است که امر و نهيش براي انسان واجب العمل است. پس انقياد در لغت اقدام کردن و گردن نهادن و عمل کردن بر طبق قطع است، چه اينکه قطعش موافق واقع باشد و يا مخالف واقع.ازآنجایی که ما در اصول با معانی لغوی سروکار نداریم باید معنای اصطلاحی آن را مورد بررسی قرار دهیم..
در اصطلاح انقياد گردن نهادن و تسليم شدن و عمل کردن بر طبق قطعي است که آن قطع مخالف واقع باشد، ولي اگر قطعش موافق واقع باشد، به آن انقياد اطلاق نمي شود، بلکه اطاعت اطلاق مي شود. به بیان دیگر ما در واقع ما چهار اصطلاح داريم:
الف) تجرّي
ب) انقياد
ج) اطاعت
د) معصيّت
آیا بحث تجری اصولی است؟
بحث تجری هم می تواند هم فقهی باشد،هم کلامی و هم اصولی،تجری را اگراز جهت «حسن و قبح» بحث کردیم وگفتیم آيا آدمي که تجري مي کند،یعنی با اینکه يقين دارد اين مايع خمر است و در عین حال او را مي نوشد و سر میکشد هر چند که بعد معلوم می شود که آب بوده نه خمر، آيا مکلف، کار قبيحي را انجام داده یا خیر، البته مراد قبح فعلي است، نه قبح فاعلي- اگر اين چنين بحث کنيم، بحث ما یک بحث اصولي خواهد بود چون اگر قبيح باشد، پس« کلّ ما حکم العقل بالقبح حکم الشرع بالحرمة» فلذا مسئلهي ما مسئلهی اصولي مي شود، چون مسئله ي اصولي آن است که مقدمه بشود براي استنباط حکم شرعي کلي اما اگر این گونه بحث کنیم و بگوييم آيا تجري حرام است يا حرام نيست؟ اگر اين چنين بحث کرديم، آنوقت مسئلهی ما يک مسئله فقهي و قاعده فقهي میشود. ولي به نظر ما اين مسئله، يک مسئلهی فقهي و يا قاعدهی فقهي است..
تجری در چه قطعی جریان دارد؟
در مقابل «تجرّي» انقياد قرار دارد، در مقابل «اطاعت» معصيت،تجری در جایی متصور است که واقع مدخلیت داشته باشد،یعنی حکم روی واقع برود،چه واقع تمام موضوع باشد و یا جزءموضوع باشد .این دو صورت متصور است،یکی در قطع طریقی محض،مانند جایی که شارع می فرماید(خمر حرام است).اما در جایی که واقع مدخلیت ندارد،بلکه قطع تمام موضوع است،چون اگر قطع تمام موضوع باشد،مخالفت با آن معصیت است نه تجری .مانند جایی که می فرماید:(سفر حرام نرو).پس تجری در دو جایگاه مطرح می شود؛یکی در قطع طریقی محض،دیگری هم در قطع طریقی جزءالموضوع ،در این دو صورت مخالفت با قطع تجری محسوب می شود.
همانطور که تجری در قطع متصور است در حجج شرعیه هم متصورمی باشد،مثلا وقتی بینه وجود داشت کهدر لیوان خمر است و فرد نوشید و بعد مشخص شد که سرکه بوده است.مسئله انقیاد هم همانند تجری علاوه بر قطع در حجج شرعیه هم راه دارد.3
اقسام التجرّی
باید دانست که تجري بر شش قسم است و از اين شش قسم، ما فقط سه قسم آن را بحث مي کنيم:
الف) تصميم بگيرد که کار حرامی را انجام بدهد، ولي دوباره از تصميم خود برگردد.
ب) تصميم بر انجام کار حرامی بگيرد و بعضي از مقدمات آن را هم انجام بدهد.
ج) تصميم بر انجام کار حرامی بگيرد و مقدمه و ذي المقدمه را انجام بدهد،یعنی علاوه بر تصمیم خود آن عمل را هم انجام بدهد، منتها قطعش خلاف واقع از آب بيرون بيايد.
اذا علمت هذاالامور، فاعلم ان الکلام یقع تارة فی حکم نفس ارتکاب ما قطع بحرمته مثلاً و أنّه هل حرام أولا؟ و أخری فی حکم الفعل المتجرّی به الذی تحقق التّجری فی ضمنه من حیث الحرمة و عدمها،ولأجل ذلک یقع الکلام فی في مقامين:
الف) حکم نفس التّجري
ب) حکم فعل المتجري به،
اوّلي را مي گويند: «حکم التجرّي»، دومي را مي گويند: «حکم فعل المتجري به».
و به بیان ديگر در اولي، درباره ی عنوان ثانوی بحث مي کنيم، يعني خود اين جرات بر مولا و اين پرده دري بر «مولا»، حلال است يا حرام؟ به اين مي گويند: «تجرّی». اما در دومي، ما کار به پرده دري نداريم بلکه میخواهیم ببینیم که خودِ اين «شرب الماء» چه حکمي دارد، يعني اين آبي که من قطع کرده بودم که خمر است، خود اين «شرب الماء» چه حکمي دارد؟ به اين مي گويند:« فعل المتجري به»
اینکه تجری حرام است یا نه در میان علما از جمله آخوند خراسانی،مرحوم شیخ انصاری و صاحب فصول اختلاف نظر وجود دارد.
نظربرخی ازعلما در مورد حرمت تجری
مرحوم محقق خراساني مي فرمايد که خود تجري حرام است، یعنی خودِ اين پرده دري حرام است، چه اینکه در واقع هم پرده دري باشد يا نباشد، همين که کسي در مقابل مولا مقاومت کند و بي اعتنائي کند و دستور مولا را نادیده بگیرد، خود همين حرام است.
شهید صدر (ره)از آنجایی که قائل به مسلک حق الطاعه هستند ،تجری را حرام می دانند و شخصی که مرتکب تجری شده است را مستحق عقاب می دانند چون حق الطاعه مولا را به جا نیاورده است
ولی مرحوم شيخ انصاري مي فرمايد که تجري حرام نيست و قبح تجري هم قبح فعلي نيست بلکه قبحش قبح فاعلي است، یعنی معلوم مي شود که اين آدم ايمانش ضعيف است، پس مرحوم آخوند با مرحوم شيخ در این جهت با همدیگراختلاف دارند.چون مرحوم آخوند ميفرمايد که تجرّي و خود پرده در ي حرام است، يعني قبح فعلي دارد و هکذا قبح فاعلي نیز دارد، ولی مرحوم شيخ ميفرمايد که قبح فعلي ندارد، فقط قبح فاعلي دارد، به عقيدهي مرحوم آخوند تجرّي به خاطر قبح فعلي عقاب دارد، و به خاطر قبح فاعلي نکوهش، ملامت و مذمّت دارد، ولي به عقيدهي شيخ انصاری تجرّي قبح فعلي ندارد تا اينکه عقاب داشته باشد، فقط قبح فاعلي دارد و به خاطر قبح فاعلي، بايد او را ملامت، مذمّت و نکوهش کرد. صاحب فصول قائل به حرمت تجری است مگر اینکه در ضمن فعلی انجام گیرد که واجب باشد،مثلا شخص قطع پیدا کند که قتل کسی واجب است ولی آن را نکشد،سپس متوجه شود که او فرزند مولا بوده ،در اینجا هر چند تجری کرده ولی به نظر صاحب فصول مصلحت واقع قبح تجری را جبران می کند.4
پی نوشت مطالب :
1-نرم افزار جامع الاحادیث،لغت نامه لسان العرب،العین.
2-برگرفته از درس خارج آیت الله سبحانی .
3-حلقه ثالثه شهید صدر (ره)،ص 30.
4-درس خارج اصول آیت الله سبحانی .
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
من رای می دهم
به عشق رهبر عزیزم
به تعهدی که به ایران پاکم دارم
به شوق دریا شدن و نابودی دشمنان پست وطنم
به امید پرواز بی پروای ایران در فرداهای نور
به عشق تو ایران اسلامیم
رای می دهم
طبقه بندی: مقالات عقیدتی،
تدلیس:
ما در جامعه و گروه اجتماعی زندگی می کنیم ،روابط و نحوه عملکرد ما بر افراد ی که در تعامل با ما هستند تاثیر گذار است،پس باید مداومت بر این امر داشته باشیم که در این میان حقی را ضایع نکنیم و هر چه را برای خود می پسندیم برای دیگری هم بپسندیم،صادق باشیم و ورفتار و عملکرد ما به گونه ای نباشد که دیگری مورد اغفال قرار گیرد،برای اینکه در جامعه از تمامی این آسیب ها مصون باشیم باید به احکام و دستورات اسلامی پایبند باشیم.
یکی از این آسیب های اجتماعی تدلیس است،در احکام اسلامی از تدلیس نهی شده است،چون به واسطه تدلیس حقوق دیگرافراد و شخص طرف معامله تضییع خواهد شد و ممکن است دچار آسیب ها و مشکلات جبران ناپذیر گردد،دامنه تدلیس هم بسیار گسترده است که متاسفانه در جامعه امروز ما کم هم نیست.
معنای لغوی تدلیس:
تدلیس از (دلس) است،دلس در بیع و در هر چیزی که عیب او مشخص نباشد است1.تدلیس مشتق از کلمه (دلس)بفتح دال و لام،به معنی ظلمت می باشد. تدلیس به معنای ظلمت ،تاریکی،کتمان کردن ،پوشانیدن است.
معنای اصطلاحی تدلیس:
عبارتند از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود؛تدلیس به اظهار صفت کمال و یا اخفاءصفت نقض باز می گردد و ثبوت آن در صورت اشتراط یا آنچه در معنای شرط است،خواهد بود.تدلیس ممکن است همراه با عیب باشد،یا به تنهایی صورت گیرد،مانند جایی که مورد عقد فاقد صفات کمال باشد.2
اصطلاح حقوقی تدلیس:
در اصطلاح حقوقی تدلیس (عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود)،اصطلاح حقوقی از معنای لغوی دور نیفتاده است،زیرا در اثر تدلیس،حقیقت امر را می پوشاند تا غیر از آنچه هست او را بنمایاند.3
واژه تدلیس و مشتقات آن در قرآن کریم به کار نرفته است،اما موارد و مصادیق زیادی از تدلیس مانند کم فروشی،غش در معامله ،خلف وعده و ...و نهی از آن آورده شده است.همچنین در احادیث منقول از نبی اکرم (ص)در موضوع بیع و نکاح نمونه های بسیار محدودی از استعمال این واژه به کار رفته است.به عنوان مثال عدم تدلیس به عنوان یکی از ارکان کسب نیکو معرفی شده است.
در واقع نصوص دینی،دربرگیرنده دستور هایی است که به ذم رذائل اخلاقی مانند<غش در معامله> و<دورغ گویی> پرداخته است.واژه تدلیس در کنار الفاظی مانندغرور و غش به کار رفته و بیانگر رابطه محکم میان اخلاق و حقوق است .
در فقه مباحثی مانند تدلیس ماشطه ،عمل تصریه و ... وجود داردو احکام آن را هم بیان شده است.
روایاتی که درمورد تدلیس وجود دارد بیشتر در مورد بیع است و یا در تدلیس ماشطه که به چند مورد آن اشاره می نمایم:
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:«ملعون من ضار مومنا او مکر به:کسی که به مومنی ضرر رساند یا به اومکر ورزد مورد لعنت قرار گیرد»
حضرت علی(ع) فرمودند:«المکر بمن انتمنک کفر:مکر ورزیدن به کسی که به تو اعتماد کرده است،کفر می باشد»
این روایات و روایات دیگری که در این مورد وجود دارد همه بیان کننده فساد تدلیس است.
شرایط تحقق تدلیس:
تدلیس می تواند به صورت گفتار باشد ،مانند اینکه فروشنده اوصاف کمالی را برای بیع بشمارد که در آن نباشد،و ممکن است افعالی باشد که در مال به کار رفته است،چنانچه ملک زمین برای آنکه بنمایاند ،بنابراین عملیات تدلیس یکی از دو امر خواهد بود:
1-نمایاندن صفت کمالی که در مال نباشد.
2-پنهان نمودن صفت نقضی که در مال موجود است. 4
مصادیق امروزی تدلیس:
1-تدلیسی که در جذب ابتدایی شرکت های حرمی وجود دارد.
2تدلیس درتبلیغات شرکت های مخابراتی درباره پوشش سراسری شبکه آنان.
3-تدلیس درتبلیغات و تجویز داروهای سنتی و گیاهی عجیب و غریب موسسات غیر مجاز طب سنتی.
4-تدلیس پزشک برای مراجعه کننده اش برای جراحی های زیبایی ،که فلان جراحی را بدون هیچ عوارضی را برای او انجام دهد.
5-تدلیس در شرکت های انبوه ساز برای پیش خرید خانه و بعد اختلاس تمامی سرمایه متقاضیان.
6-تدلیس در معرفی مواد مخدر نشاط آور برای اشخاص جاهل به ماهیت و عوارض این مواد.
7-تدلیس مدیر عامل شرکتی برای جذب نیروی متخصص و کار امد و وعده حقوق بسیار بالا و پرداخت نکردن حقوق توافق شده به آن نیرو.
8-و...
حکم شرعی تدلیس:
اگر چه تدلیس حکم حرمت را دارد،اما عقد صحیح بوده و مشتری حق رد یا نگهداری کالا را بدون این که مستحق دریافت ارش باشد،خواهد داشت.تدلیس می تواند از طریق کتمان عیب و یا از طریق کاری که ثمن را افزایش دهد،هر چند عیب نباشد،تحقق یابد5
دوستان،بیاییم هرچه را که برای خود می پسندیم برای دیگری هم بپسندیم و رعایت صداقت و انصاف را داشته باشیم تا جامعه ی اسلامی پویاتری داشته باشیم و همه در نهایت سعادت و خوشبختی بمانیم.
منابع:
1-امامی،حسن،حقوق مدنی،انتشارات کتابفروشی اسلامی،جلد1،چاپ پنجم،1353.
2-بروجردی عبده،محمد،حقوق مدنی،انتشارات مجد،چاپ اول، 1380.
3-عمید،حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیركبیر، چاپ بیست و دوم،1380.
4- امامی،حسن،حقوق مدنی،جلد1،ص514.
5-دفتر استفتائات آیت الله مکارم شیرازی.
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
امام سجاد عليه السلام فرمودند:
تعجّب دارم از كسي كه نسبت به تشخيص خوب و بد خوراكش اهتمام مي ورزد كه مبادا ضرري به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر كارهايش اهميّت نمي دهد و نسبت به مفاسد دنيايي، آخرتي، روحي، فكري، اخلاقي و... بي تفاوت است.
- أعيان الشّيعه: ج 1، ص 645
طبقه بندی: احادیث،
علّامه محمد باقر مجلسی ،نویسنده کتاب بحار الانوار، در کتاب خود روايات صحيح، حسن، موثق و ضعيف را گردآورى نموده و در بسيارى موارد به عدم وثوق خود به پاره اى از روايات اشاره كرده است. بنابراين استفاده از بحارالأنوار براى كسانى مفيد خواهد بود كه تخصص لازم در شناخت حديث ـ اعم از متن و سند و كتاب ـ را داشته باشند.البته آوردن تمامی این روایات در کتابش برای ما بسیار مفید است ،زیرا با این کار علامه از فراموشی این گونه روایات جلوگیری شده است،روایاتی در بحار بوده و هست که افراد و علمای یک زمان به معنای آن پی نمی بردند ولی به مرور زمان و پیشرفت علم، معنای حقیقی آن احادیث روشن شده است.مانند روایاتی درباره خلقت آفرینش و دوره های زمین شناسی و ... درباره سند روایات علامه نکته ای قابل توجه است و آن اینکه: سعی علامه مجلسی بر این بوده است که تمامی سند را بیاورد و در عین حال سعی او بر این است که اسامی راویان را مختصر کرده،تا از تطویل جلوگیری کند.
لذا در بحار الانوار علامت هایی ابتدای سند دیده می شود. این علامت ها رموزی است که علامه محمد باقر مجلسی(ره) برای جلوگیری از تکرار منابع آن روایت می آورده است،حالا چند نمونه را می بینیم:
ب،
قرب الإسناد ابْنُ طَرِيفٍ عَنِ ابْنِ عُلْوَانَ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ
قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ كَفَلَ يَتِيماً وَ كَفَلَ نَفَقَتَهُ كُنْتُ أَنَا وَ هُوَ
فِي الْجَنَّةِ كَهَاتَيْنِ وَ قَرَنَ بَيْنَ إِصْبَعَيْهِ الْمُسَبِّحَةِ وَ الْوُسْطَى.
ب:به
این معنی است که این حدیث از قرب الاسناد حمیری(با رمز ب بیان می شود )آورده شده
است
ثو، ثواب الأعمال بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يُدْرِكَ الْقَائِمَ ع فَيَكُونَ مِنْ أَصْحَابِه
ثو:به این معنی است که این روایت ازثواب الاعمال آورده شده است.
يب، تهذيب الأحكام مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَفَرْجَلَةَ الْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ حَرْبِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الشَّيْبَانِيِّ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع كَمْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ يَوْمٌ وَ شَيْءٌ فَقَالَ لَهُ لَوْ كَانَ مِنَّا عَلَى مِثَالِ الَّذِي هُوَ مِنْكُمْ لَاتَّخَذْنَاهُ هِجْرَة
یب:به این معناست که این روایت از تهذیب الاحکام آورده شده است.
*البته انتخاب این حروف برای این منابع بنا بر سلیقه علامه بوده است و ملاک خاصی مد نظر نبوده،گاهی هم دو حرف اول دو منبع مثل هم بوده که علامه برای حروف اختصاری یکی از کتاب ها دو حرف وسط را رمز قرار داده است.
حال به تعدادی از این رمز ها اشاره می کنیم: علامه مجلسي ابتدا بدون آنکه در پي تأليف بحار باشد، فهرستي براي ده کتاب حديثي غيرفقهي جهت دسترسي راحت به موضوعات آنها به نام فهرس مصنفات الأصحاب فراهم آورد : امالي (با رمز لي)، خصال (با رمز ل)، عيون اخبار الرضا (با رمز ن)، علل الشرائع (با رمز ع)، معاني الاخبار (با رمز مع) و توحيد صدوق (با رمز يد) که اين کتابها همگي از آثار شيخ صدوق است. عناوين ساير کتابها نيز بدين شرح است: قرب الاسناد حميري (با رمز ب)، امالي يا مجالس شيخ طوسي (با رمز ما)، تفسير علي بن ابراهيم قمي (با رمز فس)، احتجاج طبرسي (با رمز ج ).لم : رمز لمن لم يرو عن النبي والائمة صلوات الله عليهم اجمعين. خج: رمز لكتاب رجال الشيخ الطوسي رحمه الله.
طبقه بندی: احادیث،
به وسيله عقل ناقص و نظريه هاي باطل و مقايسات فاسد و بي اساس نمي توان احكام و مسايل دين را به دست آورد؛ بنابراين تنها وسيله رسيدن به احكام واقعي دين، تسليم محض مي باشد؛ پس هركس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافي در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد، خوشبخت خواهد بود و شخصي كه با قياس و نظريات شخصي خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاك مي گردد.1
------------------------------------
1- مستدرك الوسايل: ج 17، ص 262، ح 25
طبقه بندی: احادیث،
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَ أَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ لِعَلِيٍّ ع يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ إِلَى أَنْ قَالَ وَ لَا تَوَلِّي الْقَضَاءِ وَ لَا تُسْتَشَارُ يَا عَلِيُّ سُوءُ الْخُلُقِ شُؤْمٌ وَ طَاعَةُ الْمَرْأَةِ نَدَامَةٌ يَا عَلِيُّ إِنْ كَانَ الشُّؤْمُ فِي شَيْءٍ فَفِي لِسَانِ الْمَرْأَة
در وصیت پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) است که فرمودند:ای علی بر زنان نماز جمعه واجب نیست و زن ها نمی توانند متصدی قضاوت شوند و نباید زن ها طرف مشورت قرار گیرند ... اطاعت و فرمانبرداری از زنان باعث پشیمانی است...
در توضیح این روایت:
شاید کسی در دید اول نسبت به این روایات این طور برداشت کند که:
این روایات دلالت بر این میکند که عدم حضور زن در جامعه بهتر است از حضورش ودلالت میکند براین که زن حتی در امور یک جامعه کوچک به نام خانواده توانایی اینکه بخواهد تدبیر امور را بکند ندارد واینکه اراده الهی تعلق گرفته که مرد قوّام در امور زندگی باشد و مسئولیت اداره زندگی را به دوش بکشد تا چه رسد به اداره یک جامعه بزرگ که بازهم رسول خدا برای اداره آن خلاف مشاوره آنها عمل می نمودند والبته برای بیان چنین حکم خطیری نیاز به فرهنگ سازی نداشتند وبلکه به خلاف آنچه شما انرا فرهنگ می نامید گام بر داشتند .
در این باره اکثر قریب به اتفاق علماءاهل تسنن قائل به معنای ظاهری این روایت(عدم صحت قضاوت زن و...)هستند و در بین علماءشیعه هم اختلاف نظر وجود دارد.
البته این دیدگاه از لحاظ اسلام اصلا قابل قبول نیست،در اثبات این مطلب باید هم به سند روایت پرداخت و هم به دلالت آن.
در سند روایت باید گفت که:
عده ای ازمحدثان و بزرگان دینی به طور مشروح و مستدل در این باره بحث نموده اند و این حدیث دارای ضعف سندی است و آنان برای حجیت این روایت به اجماع تمسک کرده اند که البته این اجماع هم فاقد حجیت و اعتبار است البته حدیثی دیگر هم در این زمینه داریم که دارای ضعف سندی نیست و آن این است که:
شیخ طوسی که قائل به مرد بودن قاضی است برای اثبات شرط مردبودن به این حدیث استناد می کند که((من فاته شیء فی صلاته فلیسبح فان التسبیح للرجال و التصفیق للنساء))ایشان چنین استدلال کرده اند که تفاوت نهادن در این حدیث میان توجه دادن مرد به نیاز خویش درطول نماز به وسیله تسبیح گفتن و توجه دادن زن به نیاز خویش به کمک دست زدن بر این دلالت می کنند که زن در حال نماز به هنگام نیاز هم نباید صدای خود را برای بیان خواسته خویش بلند کند ،چرا که ممکن است بیگانه ای صدای او را بشنود .اکنون که در نماز چنین است –آن طور که شیخ با این روایت می خواهد استدلال کند _منع از قضاوت که لازمه قضاوت بلند کردن صدا در میان طرف های نزاع است،به اولویت هم ثابت است .
در رد این استدلال علامه در تذکره پس از طرح این مسئله که برای زن جایز استدر حال نماز به وسیله کف زدن یا به وسیله قران خواندن دیگران را متوجه خواسته خود کند.پس استدلالی که شیخ صدوق به آن نموده اند دارای اشکال است و نمی توان به آن استناد نمود.
(البته قران خواندن به نیت ذکر خداوند باید باشد زیرا اگر قصد از خواندن قران در نماز تنها فهماندن منظور به دیگران باشد نماز آن شخص باطل خواهد بودو اینکه اگر مردبرای فهماندن منظور و نیاز خود در نماز دست بزند و زن تسبیح بگوید خللی بر نماز آنها وارد نمی شود.)
در حدیث دیگر داریم:
که حدیث نبوی در کتاب شریف (من لایحضره الفقیه) که رسول خدا به حضرت علی (ع) اندرز می دهد به چنین مقصودی نظر دارد،که می فرمایند:
(یا علی لیس علی النساءجمعه و لا جماعه ،ولا اذان و لا اقامه و لا عیاده مریض و لا اتباع جنازه و لا هروله فی الصفا و المروه و لا استلام الحجر و لا حلق و لا تولی القضاءلا تستشار و لا تذبح الا عند الضروره و لا تجهر بالتلبیه و لا تقیم عند قبرو لا تسمع الخطبه ولا تتولی التزویج بنفسها ولا تخرجمن بیت زوجهاالا باذنه فان خرجت بغیر اذنه لعنها الله و جبرئیل و میکائیل)
روایت من لایحضره الفقیه تکلیف حضور در نماز جمعه و جماعت و تشییع جنازه و همانند آن را از دوش زن بر می دارد و در مقام نهی از حضور وی در جمعه و جماعت نیست.بلکه در حفظ حرمت زنان و پاک داشتن آنان از آلودگی آن اندازه مبالغه دارد که حتی تکلیف در نماز جمعه و جماعت و مانند این ها راهم از دوش و مسئولیت زنان برداشته است.
و این اخبار تا ان اندازه در مساله حفظ حرمت زن و کرامت و پاکی او مبالغه دارد که مصلحت نزدیک را در برابر مفسده ای که احتمالش وجود دارد فدا می کند .این کرامت از انجا سر چشمه می گیرد که آنان ،زنان مومن و مسامان هستند.
و این گونه روایات در صدد توجه دادن زنان به جایگاه بلند و مرتبه والای آنان در آئین الهی واست و اینکه زنان مسلمان در مرتبه ای هستند که هیچ زن نامسلمانی از آن برخوردار نیستو حتی بیان شده که زن نامسلمان را اساسا حرمتی نیست و حتی نگاه به مو و سر انان اشکالی ندارد.
تمامی این احکام در بیدار کردن زن مسلمان و توجه او به کرامت خدادای است و اینکه ضمانت و تعهدات کافی از سوی زن نسبت به پاکی و پاکدامنی و دوری از آلودگی ها است .زن باید در همه حالجنبه احتیاط را رعایت کند و از همه زمینه ها و عوامل تحریک کننده و از میان ببرد.
از دیدگاه اسلام زن و مرد از یک درجه و ارزش برخوردار هستند و ان کس بالاتر است که با تقوا تر باشد.آیات فراوانی داریم که به این حقیقت اشاره دارند، مانند:
1-(ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه)
2-(و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنه)
3-(ومن عمل صالحا من ذکر او انثی و هم مومن فلنحیینه حیوه طیبه و لنجزینهم اجر هم باحسن ماکانوا یعملون)
4-و...
حضرت زهرا (س) در دفاع از فدک ،مقنه بر سر کرد و جلباب بر تن پوشید و با صلابت سراغ ابوبکر رفت و با استدلال های محکم و کوبنده او را محکوم نمود،اگر آنچه حضرت زهرا –سلام الله علیها-انجام دادند جایز نبود
باید ابوبکر و اطرافیان به او اعتراض می کردند.اما می بینید که انان مداخله زنان را در امر سیاست و جدال و مناظره با زمامداران را کاری ناپسند نشمردند.
آیت الله جوادی آملی،در کتاب زن در اسلام خود می فرماید:
(بنابراين اگر زن به مقام شامخ اجتهاد رسيده وداراى ملكه عدالتبود و شرايط ديگرى كه در قضا و اوصاف قاضى معتبر است واجد بود و خواست تصدى قضاى زنان را با نصب از طرف فقيه جامع الشرايط كه ولايت امر مسلمين و رهبرى جامعه اسلامى را به عهده دارد، متعهد شود از نظر بزرگانى چون مقدس اردبيلى مانعى ندارد، بلى اگر كسى اجماع قطعى بر منع را (كه احتمال استناد به برخى از روايات ضعيف يا وجوه اعتبارى قابل خدشه در آن راه نيابد) احراز كند، در اين حال تصدى مزبور ممنوع مىباشد چه اين كه اگر از تصدى زن محذور اجتماعى يا مفسده اخلاقى لازم مىآيد، تصدى آن جايز نخواهد بود)
منابع:
1- مقاله شایستگی زن برای عهده دار شدن قضاوت،محمد مهدی گیلانی.
2-کتاب زن در آینه جلال و جمال ،نوشته آیه الله جوادی آملی ،ص 348.
طبقه بندی: مقالات فقهی و اصولی،
درباره شخصیت شیخ حر و عاملی ها:
شیخ محمد بن حسن حر عاملی در سال 1033 ق،در روستای (مشغره)از توابع جبع لبنان به دنیا آمد،این دیار یکی از سرزمین های تشیع و عالم پرور است که تشیع آن ریشه در تبعید ابوذر دارد.سر سلسله خاندان شیخ حر عاملی(حربن یزید ریاحی) است .این خاندان به سخاوت و گشاده رویی معروف بودند و اخلاق نیکوی آنان زبانزد خاص و عام بودو نسل در نسل از حاملان گرانبهای علم و ادب و شهامت به حساب می آمدند. علامه امینی در این باره می نویسد((از این خاندان گوهر خیز (حر)مردانی بر خاسته اند که دیر زمانی بر مسند دانش و تقوا نشسته اند و مشعل هدایت دین آموز و دنیا ساز،پیشوا و رهبر و دانشمند و پرهیز گار بودند ))
علاوه بر پدر شیخ مادر ایشان هم طلایه دار زهد و تقوا بودند و از ادیبان و فاضلان زمان خود به حساب می آمدند. شیخ حر درباره پدر بزرگ مادری خود می نویسد:
((او دانشمندی عظیم الشان و بلند پایه و زاهدی عابد و پارسا و فقیهی حدیث دان و مورد اعتماد بودو عبادت هیچ کس به او نمی رسد.او در فقه و ادبیات عرب استادی زبر دست بود.))
شهید شیخ علی فرزند محمد حر عاملی مشغری پدربزرگ حر عاملی است،ایشان عالمی فاضل ، عابدی ستوده ،شاعر کار آزموده و ادیب بودند .
چرا نویسنده کتاب نام آن را (وسائل الشیعه گذاشته است):
شيخ حُر عاملى در مقدمه كتاب انگيزه خود را از نگارش كتاب اين گونه بيان مىنمايد:
«مدّتها بود كه از فكر و قلم خود درخواست مىكردم و عزم و همت خود را بر آن مىداشتم تا كتابى را به نگارش درآورم كه آرزو را برآورده سازد و در علم و عمل سرآمد و شامل احاديث مسائل شرعى و نصوص احكام فرعى باشد. احاديثى كه در كتابهاى معتبر و صحيح روايى باشد كه علماى بزرگ ما تصريح به صحت و اعتبار آنها كردهاند تا پناهگاهى براى خودم در مسائل شرعى باشد و مرجعى براى هدايت شيعه شود و من هم در ثواب هر كس كه از نور آن بهره گيرد و با پرچم منارههاى آن هدايت گردد و از تابش خورشيد و ماه آن بهرهمند شود شريك باشم و چه گنجينهاى بزرگتر از ثوابى كه تا روز قيامت ادامه يابد ان شاء الله».
ترتیب احادیث وسائل الشیعه چگونه است و چه غرضی را دنبال می کند؟
شيخ حر اين كتاب را در مدت بيست سال از عمر شريف خود نگاشته و با اين اثر خود خدمتى گرانبها در جهت حفظ روايات شيعه و سخنان اهل بيت عصمت و طهارت نموده است روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهمالسلام كه درباره احكام شرعى در تمام ابواب فقه وارد شده است. شيخ حُر عاملى در اين كتاب علاوه بر كتب اربعه به بيش از 180 كتاب روايى معتبر شيعه استناد نموده و مجموعهاى گرانبها و ارزشمند از روايات فقهى شيعه را جمع آورى نموده است.
شيخ حر عاملى روايات اين كتاب را به ترتيب مسائل شرعى مطرح شده در كتابهاى فقهى از كتاب طهارت تا كتاب ديات به صورت بابهاى جداگانه آورده است. غرض وی از چنین چینش این بود که :وى سعى بر آن داشته تا براى هر مسئله شرعى بابى مستقل اختصاص دهد و اين خود موجب گشته تا دسترسى به روايات كتاب بسيار آسان گردد و مراجعه كننده به راحتى بتواند روايات مورد نظر را پيدا نمايد. علاوه بر آن مسائل جديدى را نيز با توجه به مضمون روايات با ترتيبى آشنا و چينشى مطلوب و نظمى زيبا مطرح نموده است.
ترتیب گردآوری و تنظیم احادیث بر اساس مباحث کتاب شرایع الإسلام علامه حلی است. شیخ حرّ عاملی احادیث کتاب را در ۵۰ موضوع فقهی تنظیم کرده و در پایان کتاب خاتمه مفصّلی را پیرامون مصادر، اسانید و رجال حدیث و مسائل دیگر اختصاص دادهاست.
در این اثر ۳۵۸۶۸ حدیث در أبواب مختلف فرائض، آداب و احکام گردآوری شدهاست و مصادر و منابع وسایل الشیعه علاوه بر کتب اربعه، بیش از ۱۷۰ اثر است.نام كامل كتاب «تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة» است.
سند روایت چگونه است و از چه کتابی استفاده شده است؟ این کتاب درمیان کتاب های حدیثی از اعتماد و اعتبار خاصی برخوردار است.شمار احادیث این کتاب به بیست هزار می رسد که شیخ حر از مصادر و کتب معتبر شیعه همچون ،اصول کافی ،من لایحضره الفقیه،استبصار،تهذیب و کتب دیگر که شمار انها به هفتاد منبع و ماخذ می رسد جمع آورده است .
شيخ حُر عاملى در آغاز كتاب مىفرمايد:
1-من روايات اين كتاب را از كتابهاى معتبر و مشهور روايى كه شيعه به آنها عمل و مراجعه مىكند روايت كردهام و در آغاز سند هر روايت، نام كسانى كه آن روايت را از كتاب آنها آوردهام ذكر مىكنم و سند خود به آن كتاب و آنچه مربوط به آن است را در آخر كتاب مىآورم.
2 - از ديگر ويژگيهاى اين كتاب اين است كه مؤلف، تمام روايات مربوط به يك مسئله را با هم آورده تا مراجعه كننده به راحتى بتواند به تمام روايات متحد در دلالت يا متن و يا سند دست يابد. اين ويژگى موجب گشته تا براحتى بتوان ميان روايات يك باب از جهت سند يا متن يا دلالت و مفهوم بررسى و مقابله انجام داد و زيادى و نقصان ميان روايات را با يك نگاه و بدون مراجعه به مصادر گوناگون دريافت.
3 - كتاب حاضر جمع ميان احاديث مختلف مربوط به يك باب از منابع متنوع و يا مواضع متعدد را هم آورده است. اين ويژگى موجب سهولت و صرفه جويى فراوان در وقت ارزشمند علما و محققان گرديده و اين خود اثرى مهم در پيشرفت علم فقه و سرعت دستيابى به نتايج آن دارد.
4 - شيخ حر عاملى در اين كتاب سعى و تلاش فراوانى در ضبط دقيق روايات داشته و به اختلاف نسخههاى گوناگون توجه نموده و در حاشيه كتاب به آنچه در نسخههاى ديگر آمده اشاره كرده است. شيخ حر عاملى دوبار موفق به تجديد نظر در اين كتاب شده و از اول تا آخر آن را نوشته است و روى هم رفته وى سه بار كتاب وسائل الشيعة را نوشته است. اين نكته نشان دهنده اهميت فراوان وى براى صحت و اعتبار اين كتاب است.
در اين كتاب سند روايات اين گونه آمده:
1 - سندها در حد زيادى مختصر شده بدون آنكه در معناى آن خللى ايجاد گردد مانند الفاظ اداء و تحمل كه همه به كلمه (عن) تبديل شده و لقب و كنيه و نسبها حذف گرديده و به نام يا لقب معروف اكتفا شده مثلا به جاى عبد الله بن جعفر حميرى فقط به كلمه حميرى اكتفا شده است.
2 - جمع ميان سندها در جايى كه يك روايت از منابع گوناگون و با سندهاى متعدد روايت شده باشد.
3 - در جايى كه متن روايت در منابع گوناگون با هم فرق داشته باشد كاملترين آنها را آورده و سپس با ظرافت به نكات اضافى يا اختلافى آنها اشاره دارد. شيخ حُر عاملى با اين شيوه موفق به جمع آورى تمام روايات ابواب فقه در اين كتاب شده است.
شيخ حر در پايان كتاب مطالبى گرانبها و ارزشمند درباره علم حديث و رجال آورده مانند مشيخه شيخ صدوق، شيخ طوسى، شيخ كلينى، مصادر كتاب، سند مؤلف به آنها و صحت و اعتبار مصادر كتاب، اصحاب اجماع، قرائن خبر، صحت احاديث كتاب، جواب اعتراضات، احاديث مضمر، احوال رجال و اصطلاحات كتاب.
شيخ حر عاملى كتاب وسائل را خلاصه كرده و نام آن را «هداية الأمة إلى أحكام الأئمة» نهاده است و كتاب هداية الأمة را نيز با نام «بداية الهداية» خلاصه كرده است. وى در كتاب بدايه واجبات اسلام را 1535 و محرمات را 1448 مورد دانسته است.
_____________________
منبع:www.hawzah.net
طبقه بندی: زندگی نامه،
عاشورا بغضی است دیرینه که هر چند اگر هم هر سال و هر ماه بر او بگریی ،حتی اندکی هم از سوز و گداز جان کاسته نمی شود.سنگینی اش گلویت را می فشارد، دل را می سوزاند،دیده پر اشک پر خون می شود اما دل آرام نمی گیرد.
عاشورا بغضی است که پایانی ندارد.مظلومیت امام و یاران باوفایش انسانیت هر انسانی را بیدار می کند،به خود می آورد،چراغ راهش می شود .
ای انسان،بیندیش ،امامت در عاشورا و کربلا از خود و عزیزترین کسانش گذشت تا تو از دینت نگذری،بیندیشی،درک کنی چه گذشت و برای چه گذشت.
بیندیش
خدای من ،چه قدر ظلم،چه قدر جور،چه قدر نامردی،چه قدر جفا و پستی و حیوانیت .
بیندیش
با خود بیندیش ،امام و یارانش چه کشیدند؟
چه کشیدند که بعد از این همه سال،وقتی به همه این ها یک جا فکر می کنی،آرام نمی گیری و می گریی،می گریی ولی حتی اندکی هم بغضت سبک نمی شود،دلت آرام نمی گیرد
دلت آرام نمی گیرد...
طبقه بندی: مقالات عقیدتی،
1- رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: یا علی تو در دنیا و آخرت آقایی، دوست تو دوست من و دوست من دوست خداست و دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خداست، نفرین بر کسی که تو را پس از من دشمن بدارد. (حاکم در مستدرک ج۳ ص۱۲۸ نقل کرده و طبق شرط شیخین صحیح است)
2-در مناقب خطیب از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: لمّا خلق الله السموات و الارض دعاهُنَّ فاجبنه فعرض علیهن نبوّتی و ولایه علی بن ابیطالب فقبلتاهما ثم خلق الخلق و فوّض الینا امر الدین فالسّعید من سعد نبا و الشّقی من شقی نبا نحن المحلّلون لحلاله المحرّمون لحرامه.
خداوند بعد از آفرینش زمین و آسمان و قبول فرمان خدا، نبوّت من و ولایت علی ابن ابیطالب (علیه السلام) را بر آنها عرضه داشت و پذیرفتند آنگاه تمامی بشر را آفرید و امر دین را بما واگذار نمود، بنابراین سعادتمند کسی است که به راه ما آید و با شقاوت کسی است که از ما جدا شود، ما حلال خدا را حلال کرده و حرامش را حرام می کنیم
3-در مناقب خطیب از علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: یا علی لو انّ عبداً عبد الله عزو جل مثل ما قام نوح فی قومه و کان له مثل اُحُدٍ ذهباً فانفقه فی سبیل الله و مُدّ فی عمره حتی یحّّج الف حجّه علی قدمیه ثمّ قتل بین الصّفا و المروه مظلوما ثم لم یوالک یا علیّ لم یشمّ رائحه الجنه و لم یدخلها.
یا علی، اگر کسی به اندازة عمر نوح خدا را عبادت کند و به اندازه کوه اُحد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند و به انداره ای عمرش طولانی باشد که بتواند هزار بار پیاده به حجّ رفته و خانه خدا را زیارت نماید، آنگاه در مکه بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود ولی ولایت تو را ای( علی) نداشته باشد بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و هرگز وارد بهشت نخواهد گشت. ( خوارزمی در مقتل الحسین ج ۱ ص ۳۷ آن را نقل کرده است)
4-در مناقب ابن مردویه از انس بن مالک به نقل از سلمان آمده است که از پیامبر اکرم (ص) پرسیدم: بعد از شما به چه کسی اعتماد کنیم و از که دستور بگیریم؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) پاسخی نفرمودند: من ده بار این سؤال را مطرح کردم تا این که فرمودند: یا سلمان انّ وصیّی و خلیفتی و اخی و وزیری و خیر من اخلفهُ بعدی علی بن ابیطالب یؤدّی عنی و یُنجز مَوعدی
ای سلمان وصی من و خلیفه من و برادر و معاون و بهترین جانشین بعد از من علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که تعهدات مرا انجام میدهد و وعدة مرا عملی میسازد. (خوارزمی درمناقب ص ۶۷ مُحّب طبری در ذخائر العقبی ص ۷۱ نقل کرده اند.)
5- در مناقب خطیب از انس بن مالک منقول است که: شبی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را در خواب دیدم در حالی که به شدت غضبناک بودند، رو به من کرده فرمودند: ای انس، چه چیز ترا بر آن داشت که آنچه از من در فضل و کمال علی (علیه السلام) شنیدی کتمان نمودی و اداء نکردی؟ تا آخرالامر به مرض و عقوبت برص مبتلا شدی و اگر استغفار علی (علیه السلام) تدارک تقصیرات تو نمی کرد هر آینه که رایحه جنت را نمی شنیدی. اکنون در باقی عُمر آشکار کن این خبر را که موالیان علی (علیه السلام) و آل او، پیشروان و سابقانند به سوی جنّت و همسایه های حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) و حمزه و جعفر هستند و علی (علیه السلام) صدیق اکبر است. هر کس که او را دوست بدارد، به او بشارت بده که خاتم الانبیاء می گوید: مترس از هول و وحشت روز قیامت. (خطیب در مناقب – المناقب المرتضویه ص ۲۲۰)
طبقه بندی: احادیث،



